دوستت دارم ها کوتاهند

من روزم 

به سفیدی چشمانم نگاه کن

من شبم

به سیاهی چشمانم نگاه کن

و وقتی پلک هایم رای می بندم جهان در تاریکی فرو می رود .

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱۱ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

به بزرگی ات که می اندیشم سرم درد می گیرد مگر نگفتی که باران و برف و تگرگ

حتی را ما را از یکدیگر جدا نخواهد کرد .

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٠ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

دوست مهربانم

به خوبی هایت که می اندیشم سرم درد می گیرد .

به مهربانی هایت که می اندیشم .

به تو که عطر باران و بهار همراه توست .

دوستت دارم . مهربانم .

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱٤ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

من همانم که افتادن پرده پنجره ای سهم من را از آسمان می گیرد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

حق با تو بود . تو همانی بودی که من 5 سال پیش گم کردم .

و تو را دیر یافتم . حق با تو بود .

تو تمام وجودم هستی . همه وجودم تو و من زندانی در قفس دیگری به اجبار .

من . تمام آنچه باید به تو می بخشم .

من تمام آنچه هستم از آن تو باشد .

تو همانی که می خواستم داشته باشتم . نیافتمش . در یافتمش دیر شد و بی تو زندگی چه کند سپری می شود .

برای گریستن دیگر اشکی ندارم . دیگر اشکی نیست .

با تو پیمان  بسته ام .با تو،

راستی چه کرده ای که از یادم نمی روی . تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی .

من .من بی تو . من بی تو .من بی تو .

اما اگر روزی رفتی بدان آغوشت تنها پناهگاه  امن بودن بود .

دو ستت دارم. دوست میدارمت . همین .

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢٩ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

از این به بعد باید می دانستی بدون تو من . من بی تو

من بی من است

تنها از تو برای تو می نویسم برای تو از تو که می دانی من بی تو نه امروز نه فردا را باور نخواهم کرد . تو می دانی من بی تو .من بی تو ....

اه این منم من بی تو تنها تنها تر از امروز برای فرداهای غیر باور

آه بی تو این خونه برام دل گیرم

آه من با داشتن تو آروم می شم

آه من با داشتن تو آروم می شم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱۳ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱۳ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

مقصر اصلی من بودم

می دانم

که بی تو می میرم

ولی

باید رفت

عشق من تو را به خدای مهربانم می سپارم .

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱۳ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

تازه برای تو

تازه برای انچه که هست می نویسم

حق با توبود . حتی کسانی که در نبود تو مرا به باد تمسخر گرفته بودند به من حق دادند که تورا دیوانه وار دوست بدارم .

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |

تمام گنجشک هایی که در نبود تو مرا به باد تمسخر گرفته بودند به من حق دادند

تمام کسانی که در نبود تو مرا به باد تمسخر گرفته بودند به من حق دادند

که تورا دیوانه وارد دوست بدارم

و من به جنون خویش ایمان آوردم و دانستم که دیوانه ام دیوانه تو .

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٠ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط هستی مشرقی نظرات () |


Design By : Night Skin