من همینم که هستم .بیهوه آینه را جلوی من مگیر . من همانم که بودم . به همان اندازه غمگین سرد . و پرم از باران و باد و تگرگ . بیهوده آینه را پش رویم نگیر . خسته ام از این چهره تکراری و سرد .
خسته ام از بی هوده بودن های بی فایده .
از بی هوده مانده های خالی .
خسته ام . تهی . سردو بی تصویر .
آینه را پیش رویم نگیر تا جای خالی چشم هایم را احساس نکنم . ..